سیاه قلب آیین نامه می نویسد!
آنچه در زیر می خوانید آیین نامه ی پیشنهادی ی سیاه قلب است که زحمت کشیده و نوشته و برایم فرستاده است. آیین نامه ی سیگارپیچ کماکان همان قبلی ست که باید در جای خودش باره اش نظر بدهید. درباره ی آیین نامه ی پیشنهادی ی سیاه قلب هم البته می توانید نظر بدهید. فقط حواس تان باشد که هر کدام را در جای خودش.
با سلام! / انگار دارم آدم میشوم زبانم لال!/
عارضم که این هم یک مقدار آییننامه مسابقه از نظر شخص خودم. / گول اولش را نخور که مثل قبلیه است، یک مقدار که جلو میروی، دستگیرت می شود که اوضاع این یکی چهطور است! /
مادهی یک: شرایط داستان:
۱- داستان ها باید در باره ی موضوعی نوشته شوند که هر ساله اعلام خواهدشد.
۲- داستان ها باید بیش از دو صفحهی تایپ شده و کمتر از ۱۰ صفحه باشد. ( در فرمت word- سایز ۱۲)
۳- داستان ها باید در فاصله ی تاریخ اعلام «موضوع سال» تا پایان مهلت مقرر، ارسال شوند.این تاریخ تمدید نخواهد شد.
۴- داستان ارسال شده قابل ویرایش یا حذف توسط نویسنده یا شخص دیگری نخواهد بود.
۵- داستان ها باید فقط به نشانی الکترونیکی که هر ساله اعلام می شود ارسال شود.
۶- هر نویسنده میتواند فقط یک داستان را در مسابقه شرکت دهد.
۷- سرقت ممنوع! یعنی داستان بنباید قبلن توسط شخص دیگری نوشته و طبع شده باشد.
۸- داستان باید عنوان داشته باشد.
توصیهها:
توصیه میشود داستانها پیش از ارسال توسط نویسنده، با نگارش وب نویسی استاندارد فارسی، ویرایش شده و پاراگراف بندی و علایم نگارشی در آن رعایت شود.
توصیه میشود داستانها در فرمت PDF هم ارساال شود.
مادهی دو : شرایط نویسندگان برای شرکت در مسابقه:
۱- تمام آدمهای فارسی زبان میتوانند در این مسابقه شرکت کنند( بدون محدودیت تابعیت، سن، جنسیت و...)
۲- نویسنده باید مشخصات خود(نام،نام خانوادگی، نشانی پستی و نشانی الکترونیکی ی و در صورت تمایل شماره ی تلفن خود) را در انتهای داستان قید نماید.
۳- نویسنده باید یک عکس خود را نیز ضمیمه ی داستان نماید.(برای درج در وبلاگ)
۴- داوران مسابقه نمیتوانند در مسابقه شرکت کنند.
مادهی سه: ساز و کار داوری:
۱- اسامی تمام داوران مسابقه به همراه یک متن معرفی نامه از ایشان که توسط خود هر داور، نوشته میشود، پیش از آغاز مسابقه در دسترس عموم قرار می گیرد.
۲- شرکت شما در مسابقه به معنای پذیرش رای داوران و اعتمادتان به حسن انتخاب ایشان است، پس در پایان اعتراض به رای ایشان بیمعنی است!
۳- هر داور دقیقن بر اساس سلیقهی شخصی خودش و معیارهای ذهنی خودش ( که در اعلام کردن آن برای عموم مختار است) قضاوت میکند.
۴- داور وظیفه دارد رای خود را در بارهی هر داستان در غالب درصد(٪) نسبت به ایدهآل مورد انتظارش اعلام کند.
۵- داور وظیفه دارد دربارهی هر داستان به صورت مستقل، بدون پیشزمینهی فکری و با حسن نیت رای صادر کند.
۶- دید داوران در هنگام مطالعه نباید دید منتقدانه و تصحیحگر باشد بلکه باید مانند یک خوانندهی عادی داستان را بخوانند، به قصد لذت بردن.
۷- هیچ داوری حق ندارد نظر خود را پیش از پایان رای گیری اعلام کند. به خصوص داوران، تا پایان مسابقه نباید هیچ اظهار نظری در بارهی داستانها داشته باشند.
۸- هر سال سه داور به انتخاب کل خوانندگان سیگار پیچ انتخاب میشوند. ( پروسهی انتخاب داوران بعدن باید به بحث
گذاشته شود)
۹- داوران مسابقه باید تا پایان مسابقه رای خود را از سایر داوران و از همهی افراد مرتبط با مسابقه مخفی نگه دارند.
۱۰- هر داور باید تمام داستانها را بخواند، نمرهی داستان را از ۱۰۰ تعیین کند، و در روز پایانی نمرات هر داستان را به برگزار کنندگان مسابقه اعلام کند.
۱۱- برگزار کنندگان با صداقت نمرات هر داستان را جمع زده و در روز پایانی اعلام میکنند.
۱۲- داستانهای با بیشترین امتیاز برنده خواهند بود.
۱۳- اهدا کنندگان جوایز، برگزارکنندگان مسابقه و ... هیچ تقش به خصوصی در داوری مسابقات ندارند مگر اینکه به داوری انتخاب شده باشند.
۱۴- داوران میبایست رای خود را راس ساعت مقرر و به طور همزمان ارائه دهند. اهمال ایشان ضایعه بزرگی است که داوران باید به این موضوع توجه داشته باشند، همچنین برگزار کنندگان مسابقه وظیفه دارند داوران را در بارهی نقش مهمی که دارند آگاه کنند.
۱۵- تنها رابط داوران با مسابقه برگزارکنندگان مسابقه هستند. تماس هر یک از شرکتکنندگان با داوران مسابقه به معنای تقلب محسوب میشود و در صورت اثبات این ارتباط، داستان مورد نظر از مسابقات حذف میشود.
۱۶- چنانچه اثبات شود داوری خدای ناکرده در ابراز رای غرضورزی کرده است، برگزارکنندگان مسابقه وظیفهی برخور مناسب با او را دارند.
تبصره: اثبات قصور داور و خلع رای از او با رای گیری از شرکتکنندگان صورت میگیرد.
مادهی چهار: جایزه:
۱- جایزه ی اصلی در هر سال یک سیگارپیچ استیل به علاوه ی یک بسته توتون و یک بسته کاغذ خواهد بود که توسط برگزار کننده به نویسنده ی داستان برنده اهدا خواهد شد.
۲- هیچ سیگارپیچی برای دوبار به یک نویسنده تعلق نخواهد گرفت.
۳- هر شخص حقیقی یا حقوقی ی دیگر، می تواند بنا به نظر خود هر جایزه ای که مناسب می بیند به داستان برنده ی آن سال اختصاص دهد.
در عین حال اعلام آن، موکول به موافقت برگزار کننده خواهد بود.
۴- هر شخص حقیقی یا حقوقی می تواند پس از اعلام داستان و نویسنده ی برنده، جایزه ای به یک یا چند داستان برگزیده ی خود اهدا کند.
بدیهی ست که این جایزه،به داستانی که برنده ی رسمی ی مسابقه ی سیگارپیچ است اهدا نخواهد شد.
۵- جوایز رسمی ی مسابقه ی سیگارپیچ می توانند نقدی یا غیر نقدی باشند و هیچ سقفی برای آن متصور نیست.
دفاعیات من از این آیین نامه اخیر:
در مادهی یک و دو که تغییر چندانی صورت ندادهام. فقط سعی کردهام بعضی موارد ضروری و بدیهی را ذکر کنم تا آینن نامه دقیقتر شود. ماده ی چهارم هم که اساسن به من چه!
در مادهی سوم که ساز و کار داوری است دفاعیات به شرح زیر ارائه می شود:
۱- روند داوری چند مرحلهای و آن هم به طرز داوری مرتبهای به نظرم در این مسابقه بسیار بیمعنی است:
آیا داوران از لحاظ ارزش مساوی هستند یا عدهای از ایشان بر دیگران برتری دارند؟
اگر با هم مساوی هستند و رای همهشان یک ارزش دارد پس چرا باید رای آنها توسط عدهی دیگر بازبینی شود؟ هر چقدر که احتمال دارد داور سطح ۱ اشتباه کند، احتمال دارد داور سطح ۲ هم اشتباه کند.
اگر با هم برابر نیستند، اصولن چرا باید کسی برای داوری انتخاب شود، در حالی که شخصی بهتر از او این کار را انجام میدهد؟ به نظر من داور باید بهترین شخص باشد و هر گاه شخص بهتری پیدا شود باید آن دیگری داور باشد!
موضوع بر میگردد به ماهیت انتصابی داوران درآییننامهی قبلی! فیالواقع، بعله. اگر قرار باشد داوران را یک عده نصب کنند آن وقت لابد باید چندین مرحله داوری گذاشته شود تا احتمال اشتباه و غرضورزی و... گرفته شود. و تازه باز هم آخر کار مطمئنن نتیجهی ر اضی کنندهای نخواهد بود. شما از این طور سیسنمهای انتطابی با هزاران هزار دستگاه نظارتی تا حالا ندیدهاید؟ اگر ندیدهاید یک مقدار بیشتر حواستان را جمع کنید به راحتی میتوانید پیدایش کنید ها!
اصولن داوران باید بتوانند تمام داستانها را بخوانند. به عبارتی هر داستانی محق است و موظف که توسط تمام داوران خوانده شود! و همه در بارهاش نظر بدهند. هیچ داوری نمیتواند قسمتی از حق داوری داور دیگر را بگیرد. / به عبارتی داستانها را ار صافی تایید صلاحیت مد نظر خودش بگذراند و سپس در اختیار داور دیگری قرار بدهد/ باز هم اگر نگاه کنید نمونهی بارز این ساز و کار معیوب را به خوبی میتوانید پیدا کنید.
۲- نظر شخصی من آن بود که حتی یک داور هم اصولن خوب بود، اما چون موضوع هنر است و بحث سلیقه، و ممکن است بالاخره گفته شود که یک داور هر چقدر هم صادق باشد بالاخره ناخودآگاه با سلیقهی خودش نظر میدهد، میتوان بحث تعدد داوران را پذیرفت. اما دیگر باید آدمیزاد عقلی هم در سرش باشد. / دور از جان!/ برای جلوگیری از سلیقه دیگر نباید تعداد داوران از تعداد شرکت کنندگان بیشتر شود که؟! مضاف بر اینکه چنانچه خود شرکت کنندگان با یک روند دموکراتیک داوران را انتخاب کرده باشند، اصولن به معنای آن است که همهی سلایق در داوریها نقش داشته است. به نظر من سه تا عدد خوبی است. اولن یکی نیست، ثانین از دوتا هم بیشتر است!
۳- اعلام نمره توسط هر داور و سپس جمع نمرات، و در پایان اعلام نمرات میتواند بسیار مفید باشد به شرح زری:
الف- هر نویسنده میتواند ارزش نسبی اثر هنری خودش را از دیدگاه داوران دریابد.
ب- رای داوران میتواند توسط شرکت کنندگان مورد قضاوت قرار بگیرد و به همین ترتیب از غرضورزی و اهمال جلوگیری شود. البته باید در نظر بگیرید که این موضوع امنیت رای داوران را تهدید نمیکند. به عبارتی چنانچه حتی تمام شرکتکنندگان بعد از اعلام آرای داوری، مثلن رای فلان داور را منفی بدانند، هیچ تاثیری نداشته و رای آ> داور به قوت خودش باقیاست. رای داور فقط و فقط در صورت اثبات تقلب و تخلف ملغی میشود، همین! به عبارتی وقتی شرکت کنندگان رای میدهند، با این رای حق خود را برای قضاوت به داور تفویض میکنند و از آن پس هیچ حقی در داوری ندارند.
سیاهقلب: ابدن!